انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» نگاهی به سریال «شکارگاه» | روایتی رازآلود در دوران قاجار رازهای بازیگری از زبان مهدی هاشمی کمدی‌ها ناجی گیشه شدند | فروش ۲۸ میلیاردی سینما در هفته اول شهریور پوستر سریال محکوم منتشر شد + زمان پخش جبلی در کمیسیون امنیت ملی: صداوسیما نیازمند مشورت مستمر با مجلس است صوت | آهنگ جدید ماکان بند به نام «بعد رفتن تو» منتشر شد + دانلود فرزاد حسنی مجری پانزدهمین جشن منتقدان شد ویدئو | انتشار نخستین فیلم از «زن و بچه» سعید روستایی واکنش عجیب شوهر زینب موسوی به انتقاد‌ها! + عکس احمد مهرانفر، تهیه‌کننده تئاتر شد مهران مدیری به فیلم سینمایی «استخر» پیوست شاهنامه‌خوانی کمال و پدرش در سریال «حکایت‌های کمال» + فیلم «جشنواره داستان بهار»؛ نخستین جشنواره پاسخگو در کشور   حضور فیلم کوتاه «نرموک» اثر فیلم‌ساز مشهدی، در قدیمی‌ترین جشنواره کودک و نوجوان آلمان درباره کتاب زندگی نامه حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی فرد و اهمیت روایت زیست اسرا راهیابی فیلم کوتاه سرود کلنل از مشهد، به جشنواره پورتوبللو لندن
سرخط خبرها

حکایت ۲ حکیم و سس اضافه در پایان

  • کد خبر: ۱۳۵۸۵۵
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۱ - ۱۳:۰۶
حکایت ۲ حکیم و سس اضافه در پایان
دو حکیم که هر دو حکمای دانشمند و شایسته‌ای بودند، از منظر فکری باهم اختلاف نظر داشتند و آبشان به لحاظ اندیشگی در یک جوی نمی‌رفت.

در روزگاران قدیم در شهری از ممالک دوردست، دو حکیم زندگی می‌کردند که علاوه بر آنکه جلسات درس و بحث فعالی داشتند که مریدان در آن حاضر می‌شدند و از خرمن فیض آن‌ها خوشه می‌چیدند، ادمین‌های قابلی نیز داشتند که کلمات قصار آن‌ها را به کپشن‌های زیبا تبدیل می‌کردند و به همراه عکس‌های روح انگیز از دریا و طبیعت و پلنگ، دنبال کنندگان را به سرچشمه‌های معنویت رهنمون می‌شدند.

این دو حکیم که هر دو حکمای دانشمند و شایسته‌ای بودند، از منظر فکری باهم اختلاف نظر داشتند و آبشان به لحاظ اندیشگی در یک جوی نمی‌رفت. روزی حکیم اول احساس کرد که مریدان کمتر و بی کیفیت تری از حکیم دوم دارد.

درنتیجه حس حسادت که از آفت‌های بزرگ حکما و دانشمندان است، در وی ایجاد شد و تصمیم گرفت دسیسه‌ای طراحی کند و حکیم دوم را در دام بیندازد و آبرو و اعتبارش را  از  بین ببرد تا مریدانش پراکنده شوند و او خود به عنوان تنها حکیم شهر به بیان جملات قصار و ارائه حکمت‌های گوناگون و  برگزاری جلسات علمی و حکمی بپردازد. پس یکی از مریدانش را که از اجناس مخالف بود، فراخواند تا نزد حکیم دوم برود و به این بهانه که‌ می‌خواهد از خرمن علم و دانش او خوشه برچیند، به او نزدیک شود و ویدئویش را تهیه کند و به حکیم اول برساند.

فردای آن روز مرید، نزد حکیم دوم رفت و به این بهانه که‌ می‌خواهد از خرمن علم و دانش او خوشه برچیند، به او نزدیک شد و ویدیوئی تهیه کرد و از طریق یکی از پیام رسان‌های داخلی به حکیم اول رساند. حکیم اول وقتی پیام مرید را دید، از شادی در پوست خود نگنجید و به جای خلوتی رفت تا ویدئو را دانلود و پلی کند.

وقتی ویدئو را پلی کرد، دید که مرید سابقش، مرید حکیم دوم شده است و به همراه سایر مریدان واقعا مشغول خوشه چینی از خرمن علم و دانش حکیم دوم است.

در انتهای ویدئو مرید سابق، دوربین را رو به حکیم دوم گرفت و حکیم دوم گفت: «ای حکیم اول! گند زدی. با این کار تنها یکی از معدود مریدان باکیفیت تو کاسته شد و یکی به خیلی عظیم مریدان باکیفیت من افزوده شد. این ویدئو را برای انجمن حکمت وفلسفه هم می‌فرستم.

تو هم نان بازویت را بخور و شب به خیر!» حکیم اول که آبرویش نزد حکیم دوم و مریدان و انجمن رفته بود، از خود بیخود شد و خرقه بر تن درید و استعفای خود را تقدیم انجمن حکمت وفلسفه کرد و فلافلی راه انداخت و تا پایان عمر، ساندویچ فلافل با سس اضافه دست مردم داد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->